رفتار نا مناسب ماموران فرودگاه استانبول با ایرانیان مانند رفتار مردم با یک کودک یتیم است. چون پدر مادر ندارد، توسری میخورد.
۱۳۸۸ مهر ۲۱, سهشنبه
۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه
مسئولیت
مسئولیتپذیری وقتی قابل سنجش است که مسئولیت با میل انسان در تناقض قرار گیرد. در این صورت، اجرای مسئولیت نشانهی وفاداری انسان به تمدن است. یکی از تبلیغات تلویزیونی بی بی سی ماهیگیری را به تصویر میکشد که در حال بالاکشیدن تور ماهیگیری سنگینی است. پس از بالا کشیدن تور دلفینی را گرفتار میبیند. در حالی که بسیار ناراحت است تورش را پاره میکند تا دلفین را رها کند. این ناراحتی که از ملالتهای مسئولیتپذیری است.
۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه
۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه
رابطهی فقر و پوپولیسم
هر کس که فقر و ناکامی را چشیده و تکبر و بیاعتنایی دارایان را چشیده باشد، تشنهی نداییست که عدالتخواهی را فریاد میزند. او که به دلیل شرایط نابهنجار خانوادگی خود را از بسیاری مواهب محروم میداند، به دنبال یک منجی میگردد تا باری از دوشش بردارد و این نجات میتواند تنها زنده کردن امید به آینده باشد.
اینها را نگفتم که ذهنیت دستهای که خود به آن تعلق ندارم را به تصویر بکشم. خود در دوران کودکی و جوانی و حتی حال حاضر در این تقسیمبندی میگنجم. بلکه هدفم آمادهسازی برای بیان مطلبی دیگر است.
این احساس نیاز به منجی آفت بسیاری دارد. در جوامعی که سطح آگاهی از روابط و ضوابط اجتماعی به حد کافی بالا است، افراد جامعه معمولن چنین نیازی را با احتیاط مینگرند و هر فریادی که برای نجاتشان برآید، وقعی نمینهند. در حقیقت جملهی من عکس روند حوادث تاریخی است. در طول تاریخ، کومونیسم، فاشیسم، نازیسم و بسیاری از رویدادهای تلخ دیگر نتیجهی بیاعتنایی تودههای محروم به این احتیاط واجب است.
در جامعهی امروز ما نیز چنین رویدادی در حال شکلگیری است. محرومان جامعه، بدون توجه به بسیاری مسائل که منشا محرومیتشان است، یک ناجی برای خود برگزیدند. ناجی که با اندک تاملی در گفتار و رفتارش، میتواند دریافت که هرگز به آنچه میگوید پایبند نیست و منظورش از واژههایی نظیر عدالت و مهرورزی و تخصص و ... چیز دیگری است.
با این حال نمیتوان منکر این شد که اعتقادات مذهبی در بین قشر فقیر بسیار مقبول است و از دلیل دیگر استقبال این طبقه از منجی پوشالی که همان مذهب است گذشت. اما در عمق نیازهای انسان که دقیق میشویم میبینیم که همین اعتقاد به مذهب نیز تا حدی ناشی از کمبودهای اقتصادی است که مانع رفع نیازهای آنها میشود و برای تغییر موضع رنج حاصل از کمبود نیازهاشان، عمدتن به شکلی مصنوعی و خودخواسته، نیازها را از رفاه به مذهب تغییر میدهند و آرامش مذهبی را مرحم دردهایی میکنند که امیدی به بهبودشان ندارند.
به راستی که در جامعهی امروز ما، فقر عامل اصلی عقبماندگیست و عقبماندگی عامل اصلی فقر. بدین سان این دو در تعقیب یکدیگر بر نهادهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی میتازند و هم ما را از ارضای نیازهای انسانی محروم میکنند و هم از توسعهی مدنی.
اینها را نگفتم که ذهنیت دستهای که خود به آن تعلق ندارم را به تصویر بکشم. خود در دوران کودکی و جوانی و حتی حال حاضر در این تقسیمبندی میگنجم. بلکه هدفم آمادهسازی برای بیان مطلبی دیگر است.
این احساس نیاز به منجی آفت بسیاری دارد. در جوامعی که سطح آگاهی از روابط و ضوابط اجتماعی به حد کافی بالا است، افراد جامعه معمولن چنین نیازی را با احتیاط مینگرند و هر فریادی که برای نجاتشان برآید، وقعی نمینهند. در حقیقت جملهی من عکس روند حوادث تاریخی است. در طول تاریخ، کومونیسم، فاشیسم، نازیسم و بسیاری از رویدادهای تلخ دیگر نتیجهی بیاعتنایی تودههای محروم به این احتیاط واجب است.
در جامعهی امروز ما نیز چنین رویدادی در حال شکلگیری است. محرومان جامعه، بدون توجه به بسیاری مسائل که منشا محرومیتشان است، یک ناجی برای خود برگزیدند. ناجی که با اندک تاملی در گفتار و رفتارش، میتواند دریافت که هرگز به آنچه میگوید پایبند نیست و منظورش از واژههایی نظیر عدالت و مهرورزی و تخصص و ... چیز دیگری است.
با این حال نمیتوان منکر این شد که اعتقادات مذهبی در بین قشر فقیر بسیار مقبول است و از دلیل دیگر استقبال این طبقه از منجی پوشالی که همان مذهب است گذشت. اما در عمق نیازهای انسان که دقیق میشویم میبینیم که همین اعتقاد به مذهب نیز تا حدی ناشی از کمبودهای اقتصادی است که مانع رفع نیازهای آنها میشود و برای تغییر موضع رنج حاصل از کمبود نیازهاشان، عمدتن به شکلی مصنوعی و خودخواسته، نیازها را از رفاه به مذهب تغییر میدهند و آرامش مذهبی را مرحم دردهایی میکنند که امیدی به بهبودشان ندارند.
به راستی که در جامعهی امروز ما، فقر عامل اصلی عقبماندگیست و عقبماندگی عامل اصلی فقر. بدین سان این دو در تعقیب یکدیگر بر نهادهای اجتماعی و ارزشهای اخلاقی میتازند و هم ما را از ارضای نیازهای انسانی محروم میکنند و هم از توسعهی مدنی.
آیندگان خواهند گفت...
نظام ولایی نتوانست مشکلات معمول مردم را برطرف کند، زیرا شایستگی بر مبنای اعتقاد به ولایت، توانمندان واقعی را که قادر به حل مشکلات مردم هستند، به کنج عزلت میبرد. نظام ولایی تعهدی نسبت به حل مشکلات مردم ندارد. اما در عین حال مرتب از حل آنها دم میزند و خود را یگانه نیروی قادر به حل مشکلات میداند. نظام ولایی میکوشد برای تمام دستاوردهای برجستهی بشری، بدیل خود را بسازد؛ هرچند این بدیل بسیار مضحک باشد. در نظام ولایی پوستر سمینار مدیریت ولایی، روانشناسی ولایی، علوم اجتماعی ولایی، تکنولوژی انتقال تخت بلقیس توسط حضرت سلیمان و ریاضیات و فیزیک ولایی برگزار میشود که خروجی همهی آنها پشیزی نمیارزد.
پ.ن.: نظام ولایی در دههی شصت و هفتاد و هشتاد و ... در ایران برقرار بود.
پ.ن.: نظام ولایی در دههی شصت و هفتاد و هشتاد و ... در ایران برقرار بود.
۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه
کمپانی جرمسازی محمود و شرکاء
در میان جرائم متهمان دادگاه فرمایشی انتخابات، «تشکیک به انتخابات» جرمی بزرگ است. اما مگر چه چیز این انتخابات مشکوک نبود که شک به آن جرم محسوب شود. تازه اصلن فکر کنید که هیچ چیز انتخابات مشکوک نبود. آن وقت میتوان خِر عدهای را گرفت که چرا شما به انتخابات شک کردید.
این تنها نشان از ترس اتاق فرمان این وقایع از شک به انتخابات است که اتهامی به نام «تشکیک در انتخابات» میسازد. چون میخواهد شک به انتخابات را یک خط قرمز کند تا در سالهای آینده هر طور که میخواهند انتخابات را مهندسی کنند.
اخیرن صادق زیبا کلام تحلیلی از این دادگاه ارائه داده است. این تحلیل میگوید که این دادگاه طرفداران جناح راست سنتی را نشانه گرفته است و هدف آن حفظ این طرفداران است و قصد دارد به آنها نشان دهد که تحلیلهای جناح راست سنتی درست بوده و هست. اگر گروهی از جناح مخالف در دادگاه به درستی نظریات جناح راست منجمله صحت انتخابات اذعان کنند، آن گاه تردید برخی از طرفداران این جناح کمرنگتر خواهد شد. به هر حال الله اعلم. آنچه ما میبینیم چیز دیگری است.
پ.ن.: تاسیس رشتهی مهندسی انتخابات را پس از ۳۰ سال تلاش و جانکندن به ملت گوش به فرمان و سادهی ایران تبریک عرض میکنم.
اخیرن صادق زیبا کلام تحلیلی از این دادگاه ارائه داده است. این تحلیل میگوید که این دادگاه طرفداران جناح راست سنتی را نشانه گرفته است و هدف آن حفظ این طرفداران است و قصد دارد به آنها نشان دهد که تحلیلهای جناح راست سنتی درست بوده و هست. اگر گروهی از جناح مخالف در دادگاه به درستی نظریات جناح راست منجمله صحت انتخابات اذعان کنند، آن گاه تردید برخی از طرفداران این جناح کمرنگتر خواهد شد. به هر حال الله اعلم. آنچه ما میبینیم چیز دیگری است.
پ.ن.: تاسیس رشتهی مهندسی انتخابات را پس از ۳۰ سال تلاش و جانکندن به ملت گوش به فرمان و سادهی ایران تبریک عرض میکنم.
۱۳۸۸ شهریور ۲, دوشنبه
چادر
قصد توهین ندارم. اما اگر کمی به حرکات زنان چادری، مخصوصن آنهایی که مسنتر هستند دقت کنید، شباهت زیادی بین آنها و پنگوئن پیدا میکنید، هم رنگ چادرشان و هم طرز راه رفتنشان. با یک دست مجبورند چادر را نگاه دارند و با دست دیگر کیفشان را زیر چادر.
فرض کنید که زمانی باشد که چادر وجود نداشته و هیچ کس با آن آشنا نبوده است. ناگهان شخصی چیزی مثل آن ایجاد و عرضه کند و اعلام کند برای پوشیدن آن مجبورید که با یک دست آن را نگاه دارید. آیا کسی حاضر به پوشیدن آن میشد؟ دو چیز میتواند چنین پوشش مسخرهای را به تن زنان کند: مذهب و زور که در عصر حاضر با هم قرین هم شده اند.
از نظر من چادر هم چادرهای قدیم یا همین چادرهای ملی جدید. حداقل دست زنان زیر آن آزاد است و مجبور نیستند مثل پنگوئن راه بروند. تازه مشکلات آن وقتی هویدا میشود که بخواهند چیزی را از کیف خود بیرون بیاورند یا به کسی بدهند. چادر برای آنهایی است که میخواند از جایی به جای دیگر بروند نه کسانی که میخواهند در اجتماع به فعالیت بپردازند.
پ.ن.: چند وقت پیش یاد عکس کتاب شازده کوچولوی آنتوان دو سنت-اگزوپری افتادم. در این کتاب تصویر زیر توسط «آدم بزرگها» تصویر یک کلاه به نظر میرسد.
اما از نظر آنتوان دو سنت-اگزوپری یک مار بوا است که یک فیل را قورت داده است. از نظر من یک زن چادری است که به سجده رفته است. البته این به موضوع بالا ربطی ندارد. چون نماز خواند یک زن با چادر هیچ ایرادی ندارد. تازه اگر هم داشته باشد ربطی به من و شما ندارد.
فرض کنید که زمانی باشد که چادر وجود نداشته و هیچ کس با آن آشنا نبوده است. ناگهان شخصی چیزی مثل آن ایجاد و عرضه کند و اعلام کند برای پوشیدن آن مجبورید که با یک دست آن را نگاه دارید. آیا کسی حاضر به پوشیدن آن میشد؟ دو چیز میتواند چنین پوشش مسخرهای را به تن زنان کند: مذهب و زور که در عصر حاضر با هم قرین هم شده اند.
از نظر من چادر هم چادرهای قدیم یا همین چادرهای ملی جدید. حداقل دست زنان زیر آن آزاد است و مجبور نیستند مثل پنگوئن راه بروند. تازه مشکلات آن وقتی هویدا میشود که بخواهند چیزی را از کیف خود بیرون بیاورند یا به کسی بدهند. چادر برای آنهایی است که میخواند از جایی به جای دیگر بروند نه کسانی که میخواهند در اجتماع به فعالیت بپردازند.
پ.ن.: چند وقت پیش یاد عکس کتاب شازده کوچولوی آنتوان دو سنت-اگزوپری افتادم. در این کتاب تصویر زیر توسط «آدم بزرگها» تصویر یک کلاه به نظر میرسد.
اما از نظر آنتوان دو سنت-اگزوپری یک مار بوا است که یک فیل را قورت داده است. از نظر من یک زن چادری است که به سجده رفته است. البته این به موضوع بالا ربطی ندارد. چون نماز خواند یک زن با چادر هیچ ایرادی ندارد. تازه اگر هم داشته باشد ربطی به من و شما ندارد.
اشتراک در:
پستها (Atom)